![]() |
![]() |
|
| کربلا ءدر کربلاء می ماند اگرزینب نبود |
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:45 توسط حمیده فخرالدینی |
|
|
سرچشمه شوق خشکید در آب دریایی کرم نشست وگریید درآب می خواست که جرعه ای بنوشد اما یک مشت نگاه تشنه را دید در آب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:36 توسط حمیده فخرالدینی |
|
|
محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:47 توسط حمیده فخرالدینی |
|
|
عاشورا حادثه اي ساده و گذرا نبود، زيرا براي جاودانگي و حفاظت دين مبين اسلام پديد آمد و براي تحقق اين رسالت بايد عاشورا از يك حادثه به يك فرهنگ تبديل مي شد؛ فرهنگي كه تا اعماق زندگي فردي و اجتماعي انسانها تا ابد نفوذ كند. حفظ و زنده نگهداشتن عاشورا بدين دليل اهميت داشت كه اولاً عاشورا و عبرتهاي آن به فراموشي سپرده نشود، ثانياً اين جريان عظيم، تحريف نگردد و ثالثاً به مردم يادآور شوند كه در راه حفظ دين خدا بايد از جان خود و خانواده گذشت. همان گونه كه سيدالشهدا(ع)، جهت شركت در جنگي كه انتهاي آن معلوم و مبرهن بود، خانواده خود را راهي نمود. عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكستناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نميدهند، كارهاي زشت و حقير نميكنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان ميبازند. ستمپذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه ميگيرد. خداوند عزيز است و عزّت را براي خود و پيامبر و صاحبان ايمان قرار داده است. در احاديث متعدّد، از ذلّت و خواري نكوهش شده و به يك مسلمان ومؤمن حق ندادهاند كه خود را به پستي و فرومايگي و ذلّت بيفكند. به فرموده امام صادق ـ عليه السّلام ـ: «اِنَّ الله فَوَّضَ اِلَي المؤمنِ امرَهُ كلَّهُ و لم يُفَوِّضْ اِليه انْ يكونَ ذليلاً...» خداوند همة كارهاي مؤمن را به خودش واگذاشته، ولي اين كه ذليل باشد، به او واگذار نكرده. چرا كه خدا فرموده است عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است. مؤمن عزيز است، نه ذليل. مؤمن سرختتر از كوه است. دودمان بني اميه ميخواستند ذلّت بيعت با خويش را بر «آل محمد» تحميل كنند و به زور هم شده، آنان را وادار به گردن نهادن به فرمان يزيد كنند و اين چيزي نشدني بود و «آلالله» زير بار آن نرفتند، هر چند به قيمت شهادت و اسارت. وقتي والي مدينه، بيعت يزيد را با امام حسين ـ عليه السّلام ـ مطرح كرد، حضرت با ذليلانه شمردن آن، آن را نفي كرد و ضمن بر شمردن زشتيها و آلودگيهاي يزيد، فرمود: كسي همچون من، با شخصي چون او بيعت نميكند! «فَمِثْلي لا يُبايِعُ مِثْلَهُ» در جاي ديگر با ردّ پيشنهاد تسليم شدن فرمود: «لا اُعْطيكُمْ بِيَدي اِعْطاءَ الذَّليل» همچون ذليلان دست بيعت با شما نخواهم داد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:44 توسط حمیده فخرالدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام حمیده فخرالدینی15ساله هستم. هدفم از این کار این بود که در شناساندن محرم به هم سن سال های خودم نقشی داشته باشم.دو نفر از مشوق های من برای این کار دبیر محترمم سرکار خانم کوچک پور وخاله ی عزیزم هستند. امیدوارم که خوشتون بیاد. با انتقادات وپیشنهاداتتون من رو خوشحال می کنید.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 |
|
RSS
|